Ball

امروز زنگ آخر ورزش داشتیم بالاخره بعد از فاکینگ 3 تا امتحان.

داشتم طبق معمول با کسی که والیبال بازی میکنم بازی میکردم و دیدم کنارمون یه اکیپ هم دارن والیبال بازی میکنن و چشمم خورد به یکی از کسایی که تو اکیپه بودن،وای دختر، همون دختر دوازدهمی‌ایی و قد بلند و عینکی‌ایی بود که سال قبل هزاران بار باهاش چشم تو چشم شده بودم و دربارش کنجکاو بودم‌

رفتم پیششون و بهشون واسه بازی ملحق شدم و بازی عملا سه به سه شد ،من وسط ایستاده بودم و اون دختره روبه روی من سمت راست ایستاده بود.

به راحتی میشد فهمید که والیبال رو حرفه‌ایی بلده و دروغ نگم تو دلم دربارش لبخند میزدم،و بماند که چقدر خودمو با لباس مدرسه پاره کردم تا نشون بدم لیبرو‌ی خوبیم ، تا صرفا اگر دفعه دیگه‌ایی هم در کار بود بتونم برم و بهشون ملحق بشم‌.و بیشتر هم بماند که چقدر بدون عینک قشنگ تر دیده میشد و چقدر هم موهای کوتاه و قهوه‌ایی رنگش تو آفتاب پشم ریزون جذاب بود.

در آخر زنگ خورد و توپ گرفته شد، و باید بگم پاهام کاملا سست شده بودن ولازم به ذکره که وقتی رفتم پیش رفقام سر یه شوخی خرکی که تقصیر خودمم بود پام رگ به رگ شد و مدرسه به پایان رسید.

 

صرفا دوست داشتم این خاطره اینجا بمونه تا هروقت اومدم و خوندمش خوشحال شم

    • A

    5

    روزا خیلی سریع دارن سپری میشن، هوا داره کم‌کم سردی خودشو از دست میده

    و کم‌کم آفتاب‌داره گرمای‌ خودشو به دست میاره.

    روزا خیلی کسل کننده دارن میگذرن ، خالی از اتفاقی خوب و یا بد و صد البته من این روند رو خیلی میپسندم.

    تونستم بالاخره یه وقتی واسه کتاب خوندن باز کنم و کتاب لاشه‌ی لطیف رو شروع کنم و با داستانش خودم رو شوکه کنم و یه هیجانِ سالمی به خودم بدم.

    بالاخره دارم بعد از کلی بدبختی و بد بیاری یاد میگیرم و درس عبرت میگیرم که کارامو دقیقه‌ی نود انجام ندم که اگر یاد نمیگرفتم و برام تجربه نمیشد واقعا جای شک کردن داشت با اون بلاهایی که سر این قضیه برام پیش اومد.

    بالاخره تونستم یکم از قهوه و کلا چیزایی که کافئین دارن دور بشم تا شبیه این معتادای معتاد به حشیش نیاز نباشه هرروز یه شات قهوه بخورم تا بتونم چشمامو باز کنم و تمرکز کنم.

    و البته نیازی به گفتن نیست که این حال و هوا و این روزا خوراک آهنگای سیمل هست.

     

     

    Feb_5_1403

    • A

    Ø

    ولی من رها میکنم فردی رو که منو ایگنور میکنه

     کسایی که براشون وقت میزارم و به حرف‌هاشون گوش میدم باید اوناهم واسه من وقت داشته باشن و باید به حرف هام گوش بدن همونطور که من میدم.

    همه چیز تو هر رابطه ایی باید متقابل باشه،هیچکس وظیفه نداره با بقیه خوب رفتار کنه و به حرف‌های بقیه گوش بده و عمل کنه،اما هرکس وارد یه رابطه دوستی و یا هررابطه ایی میشه باید این قوانین رو انجام بده؛

     اونم با جون و دل بدون هیچ منتی، این قوانین رابطه هست همه چیز باید متقابل باشه چون اگر نباشه عملا دارین وقت همو میگیرین!

    پس لطفا این قانون رو رعایت کنین و کسی رو با رفتار هاتون از اینکه چقدر وقت براتون گذاشته ناامید نکنین.

    • A

    2025

     داشتم به این فکر میکردم که چقدر سال ۲۰۲۴ رو یادم نمیاد،عملا سالی محو و خالی بود برام، دریغ از یه قطره خاطره خوش از اون سال!

    بعد از چند دقیقه فهمیدم من حتی سال های پیش ترش رو هم یادم نمیاد ، و حقیقتا اینطوری بودم که..چرا؟ و صادق باشم هیچی نتونستم به یاد بیارم جز اون اتفاقات خیلی کوچیک که اونا هم به لطف عکس هایی که از اون لحظات داشتم یادم بود. خلاصه که من از اون دسته افرادی نیستم که به روز و ماه و تاریخ اعتقادی داشته باشم،پس به نظرم سال جدید هم مثل تمام سال ها بدبختی و خوشبختی های خودشو داره . حداقل من هیچ فرقی بین سال ها نمبینم صرفا بعضی از سال ها بدبختی هایی که داشتیم بیشتر بودن . 

    از این بحث که بخواییم بگذریم ، این قالب جدید واقعا به روحیات و شخصیت من نمیخوره ولی تغییر بد نیست ، درسته؟

     

    کلیک

    همونطور که من این آهنگو دوست دارم شمام داشته باشین .. 

    • A

    ūm

     I  wanna

    get a forehead kiss from a gun

    • A

    Christmas

    خوشحال میشم واسه کریسمس ازتون نامه داشته باشم

    کلیک

    • A

    7dec

    یه مدته دارم جمله‌ی

    'اطرافم دوستام و خانوادم هستن ، ولی من واقعا تنهام'

    رو زندگی میکنم . زندگی گاهی اوقات به آدما دوباره یاد آوری میکنه فقط و فقط، و برای همیشه خودتی و خودت! بدون هیچ خانواده‌ایی بدون هیچ دوست و آشنایی، خودتی و یک سرزمین پهناور برای کشف کردن و یک تنهایی بیکران و بی حد و مرز که اگر زیاد از حد داخلش قدم بزنی تورو تو خودش غرق و در آخر خفه میکنه.

     

    امروز حتی مامان هم متوجه شد.

    7dec

    • A

    1dec

    • A

    wrong

    اشتباه کردن بر شما مجازه، تا جایی که اشتباه شما گریبان‌گیر بقیه نشه و بقیه رو به عذاب نده!

    • A

    for god

    Uh god...i'm done for again , i'm pretty tired pls dont do that

     God can u hear me? i'm done , I really can't cry every night anymore,I'm tired of everything and I hate it

    • A